
دیگر بار آغاز میکنم به نام مهربان پروردگاری که روز و شب الطافش بر من می بارد و روز و شبی نیست که برکت و رحمت او بر اندیشه و رفتارم تک رنگ توحید می آمیزد:
صبغه الله است خم رنگ هو
پیس ها بیرنگ گردد اندر او
در گاه و بیگاه ؛در سفر و حضر؛در بیتابی و آرامش در نیمه های شب به پهلو خوابیده و لحظه های روز.در اوج و فرودم .اول و آخر الله حضور دارد و بس
در اوج شاکر اویم و در فرودم آرام و آرمیده و در حال استغاثه به درگاهش...
روز ها گر رفت گو رو!باک نیست
تو بمان ای آنکه چون تو پاک نیست

بعد از مدت ها دوری از نوشتن؛بازگشتم و شاکر الطاف رحمانی او به واسطه هدایت راه های جدیدی برای زندگیم
ماه هایی چند که بگذشت مصادف بود با ورودم به ساحت دگر باره دانشگاه و ادامه تحصیل و یافتن دوستانی جدید و همدلان و هم اندیشان و هم حلقگان دانش صفا در دانشگاهی جدید
اما از اواخر شهریور ماه اندیشه های جدید با تمرکز هایی جدید بر ذهنم وارد آمد که باعث شد راهی دیگر و دیدگاه و مقالی دیگر بیابم و از نظر من جوهر اساسی موفقیت و رشد و بلوغ و پیشرفت در کلیدی ساده نهفته است.
بعد از بار ها سعی و در نهایت نزدیکی به استیصال رویه ای دیگر در پی گرفتم که نهایتا باعث شد به لطف پروردگار دانا؛ پیشرفت هایی شگرف بر من حادث شود
داستان ساده است:ساده گرفتن –آسانی و سهولت در اندیشه و عمل ؛سخت نگرفتن و آرام بودن در اندیشه و گفتار و رفتار.
با خویشتن گفتم این راه را بیازمایم:ساده بگیرم و ساده بیندیشم و ساده رفتار کنم
با ذهنی ابتدایی(یعنی ذهنی که مسائل را پیچیده نمی کند و با ایده های آسان پیش می رود)برخورد می کردم و ساده می گرفتم و آرام و آرامش پیش گرفتم و به جای نگرانی ؛طیب خاطر و به جای استیصال به سمت گشودگی و شرح صدر رفتم.
آرام آرام به لطف مشیت الهی و خواست یکتای بی همتا ؛جمله اجزاء کائنات که با من در تماس بود همداستان شد برای پیشکش مائده های موفقیت و پیشرفت های شگرف.
می دانم که پروردگار فرمود:
خدا هيچ كس را جز [به قدر] آنچه به او داده است تكليف نمىكند خدا به زودى پس از دشوارى آسانى فراهم می كند(7 طلاق)
آنكه داد و پروا داشت و نيكوتر را تصديق كرد,بزودى راه آسانى پيش پاى او خواهيم گذاشت (5-7 لیل)
پس با دشوارى آسانى است .آرى با دشوارى آسانى است.(شرح 5و6)
خدا براى شما آسانى مىخواهد و براى شما دشوارى نمىخواهد (بقره 185)
و به گونه ای دیگر این سخن پروردگار ؛به روایت حافظ به ترجمان نظم رسید:
دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش
که از شما پنهان نشاید کرد سر می فروش
گفت آسان گیر بر خود کار ها که از روی طبع
سخت می گیرد جهان بر مردمام سخت کوش
آسان گیر!داستان همین است
بگذار ذهنت آزاد باشد
آرام و آسوده خود را دریاب

به اندیشه هایت آرامش ببخش و از چرخش و گردش بی مهابای این زندگی روزمره با هزار سرسودا بیرون آ و مگذار چاه طبیعت هم و غم تو شود
اخیرا در جهان غرب اندیشه و منشی به شیوه ای نوین به حرکتی پرداخته که از نظر بنده بسیار عمیق و خردمندانه مطرح شده است:
((جنبش آهستگی))(Slow Movement)
رسالت این حرکت همانا رسیدن به آرامش و تعمق و اندیشه است
این که از این سرعت ماشینی و عصر انفجار اطلاعات اندکی بکاهیم و به گذشته و حال و آینده خویش بنگریم و به جای نگاه به طول زندگی و وقایع به عرض و غنای آن بیاندیشیم.
این حرکت خوب و فرخنده به زمینه های مختلف اجتماع از هنر و روابط گرفته تا علم و دانش نگاه می اندازد و سعی در تغییر رفتار ما دارد:هنر آرام-دانش آرام و...
آرام و آرام تر..این که بیاندیشیم آیا علمی که تولید می کنیم برای سعادت و بهبود زندگی ابنا بشر است یا بلای جان و یا در بهترین حالت تولیدی از مقالات هر روزه با حجمی عظیم به منظور گسترش واقعی و مصنوعی مرز های دانش.دانشی که شاید هرگز به کار نیاید

هنری که آرام است..هنری که به نیاز ها ی بشر توجه دارد و روح او را در میابد و به آرامش او کمک می کند و لطافت دوران رازگونه زیست بشر را باز می گرداند.هنری که رسالتش حقیقت و ارزش است.انسانیت و عبودیت او.
آری ایده سادگی ایده ای است معجزه گر.این که بگذاریم مشیت الهی در ساحت زندگی ما جریان یابد.بگذاریم تجسم ها و اندیشه های ما به کائنات خدا برود و معادل های مادی و معنوی را برای ما به ارمغان آورد.
ایده این که وقتی که خواسته ای را خواستیم رهایش کنیم تا از ناکجای این کائنات به اذن الهی به ما بازگردد و دنیا و آخرت ما را زیبا و شاد گرداند.
آرامش و رها کردن و سادگی.به نظر من کلید طلایی موفقیت دراین کلمات جمع است و هر قدر در باب ارزش این سه کلمه بگویم کم گفته ام
گویی حلقه گم شده تعالیم موفقیت همین سه کلمه است.
به نظرم دوستان دور و نزدیکم که همواره علاقه مند به همایش و سخنوری سخنرانان موفقیت هستند یکی از زیباترین و ساده تر ین داستان ها را فراموش میکنند.شاید دوستان سخنور من هم فراموش کرده اند که بعد از آن همه عبارت تاکیدی و تجسم باید هدف را رها کرد.آرام بود و در رفتار و اندیشه و گفتار ساده گرفت و آرامش پیشه کرد.وابسته نباید بود.
آسان بگیر!آرام باش و آرامش ببخش.سادگی و سبکی و بخشش باید از درونت بجوشد.خود را دریاب!
باید مطیع و منقاد فرمان الهی و با عمل به قوانین و سنن الهی پیش رفت.
از تو دوست خوب می خواهم برای من هم به درگاه خداوند مهربان دعا کنی.دعا برای موفقیت خودت و من.موفقیت همه دوستان ساده و پاک و مهربان با دل های زیبا و با صفا.
متواضع در برابر درگاه الهی می خواهیم به بهترین و زیباترین قلل موفقیت برسیم و متواضع باشیم و شاکر.که هر که شاکر باشد هر آینه خداوند ما به او برکت و رحمت می بخشد.
آمین.
(به رسم حفظ امانت عرض می کنم این نقاشی های زیبا که پیام آرامش دارد از نگار گر بزرگ "ونسان ونگوگ"می باشد.)
دیروز به مجلس ختمی دعوت شده بودیم.به مسجد که رفتیم قاری قرآن شروع کرد به خواندن.زیبا خواند و طولانی.در بین حضار کم کم حوصله مجلس به سر می رفت.قاری همچنان می خواند و آرام آرام پچ پچ صحبت حضار آغاز شد. پند خود قرآن که میفرماید:چوقرآن خوانند دیگر خموش/به آیات قرآن فرادار گوش فر اموش شد.البته قاری بدون تگرانی می خواند و تو گویی داشت صرفا ایفای وظیفه می کرد(نه برای قرآن بلکه برای مجلس ختم).
هرچقدر منتظر ماندم شاید قاری محترم شروع به خواندن ترجمه فارسی قرآن کند؛دریغا!خواندنش که تمام شد جای خود را به سخنران مجلس داد.بی آنکه حضار کلمه ای از پند و هدایت کلام خدا را به زبان فارسی بشنوند؛مانند همیشه و هنوز صوت قرآن ما را یاد مجالس ختم می اندازد.یاد آمپلی فایر های مداحان در بهشت زهرا که صدای بلند قرآن عبدالباسط را از کودکی با آن به یاد دارم.گویی ما شرطی شده ایم هرگاه تلاوت قرآن عبدالباسط می آید یاد ختم و قبرستان می افتیم.
دریغا!
بعد از تمام شدن قرائت ،سخنران مجلس شروع به وعظ کرد (با توجه به این که مجلس ختم مادر یکی از عزیزان بود )،درباره حدیث نبوی :بهشت زیر پای مادران است داد سخن برآورد و درباره این حدیث بسیار گفت...آن قدر منتظر بودم که کلمه ای از قرآن (و آیه ای که می فرمود: ما انسان را سفارش کردیم به نیکی به پدر و مادر یا توجه قرآن به مادران در آیاتش)را بگوید اما امیدم به یاس تبدیل شد.باز هم حرفی از پند قرآنی نبود.در آخر سخنران گفت که در جامعه ما از قرآن یاد نمی شود!!!! و از این مسئله شکایت داشت و ابراز امیدواری کرد که در این مجلس ختم قرآن یاد شده است(منظور همان تلاوت عربی بدون تفکر و تدبر حضار است)در آخر تاسف عمیقی خوردم.از این که قرآن در کشور ما به زبان خودمان خوانده نمی شود.هموار تلاوت زیبای قرآن را برای ختم و مزار نگه داشتیم.قرآن های زیبا و تزئینی بالای کتاب های کتابخانه بالای طاقچه و یا توی داشبورد ماشین ها برای محافظت جان مسافران(که البته تنها الله محافظ انسان است)...قرآن کوچک جلوی راننده های تاکسی و یا برای گذراندن عزیزان راهی سفر از زیر آن.برنامه های قرآنی متعدد نمایشگاه های قرآن انتشارات قرآنی مسابقات بین المللی قرآن و...همه و همه سعی در ترتیل یا حفظ عربی قرآن دارند...سعی در دقت در تلاوت و مخارج حروف..تجوید و رو خوانی.وصل یا انفصال آیات در خواندن یا تمرین تواشیح..این ها خوب است اما صد ها برابر از این مهمتر و ارزشمندتر خواندن و پند گرفتن و پیروی از کلام خداست. یاد حکایت سعدی افتادم:
ناخوش آوازی به بانگ بلند قرآن همیخواند
صاحب دلی برو بگذشت گفت ترا مشاهره (هزینه ماهیانه)چندست؟ گفت هیچ.
گفت پس این زحمت خود چندین چرا همیدهی؟ گفت از بهر خدای میخوانم.
گفت از بهر خدای مخوان.
گر تو قرآن بدین نمط خوانی
ببری رونق مسلمانی
متن شكايتی كه قرآن از زبان
پيامبر در روز رستاخيز بيان مى كند اين است:
))وقال الرسول
ياربّ اِنّ قومى اتّخذوا هذا القرآن مهجوراً))فرقان-30
پيامبر صلى الله
عليه وآله مىگويد: پروردگارا! قوم من و امّت مسلمان، قرآن را رها كردند و به سراغ
قوانين ديگران رفتند.
به ظاهر قرآن خوانده می شود:سر اذان..در مجالس مختلف..قبل از برگزاری کنکور ها و آزمون ها...اما دریغ از یک ترجمه فارسی..دریغ از تدبر...دریغ از توجه به معانی...
صرفا قرآن را برای تبرک می خوانیم..رفتار دینی ما شده است سعی و مجاهدت و دقت بر روی احکام فقهی ...کم کم پند های اخلاقی و اصول دین را به فراموشی می گذاریم.توجه قران به آیات الهی در طبیعت و تاریخ بشر آرام آرام جای خود را به بحث های فلسفی و مغالطات بی پایان داده است.
نمایشگاه قرآن کریم آغاز شده است.مثل هر سال انتشارات مختلف در این نمایشگاه شرکت می کنند.صدها عنوان کتاب و سی دی عرضه می شود.امیدوارم همه کسانی که به این نمایشگاه می آیند و خرید می کنند تنها برای زینت بخشی روی میز یا پر کردن کتابخانه یا جای سی هایشان اقدام به خرید نکنند.بلکه در قرآن تدبر کنند.بیاموزند و بیاموزانند تا قرآن مهجور نماند
ماه رمضان در پیش است
ماه نزول قرآن ماهی که همه ما سعی می کنیم حداقل به اندازه 30 روز هم که شده ؛خود را اصلاح کنیم
بیایید در این ماه هر چقدر شده از قرآن بخوانیم اما نه صرفا برای تبرک و تیمن...بلکه برای آموختن...بلکه برای این امر که دین خود را بیاموزیم و عقاید خویش را اصلاح کنیم.سعی کنیم هر روز اگر شد یک جز از قرآن را به صور ت خلاصه وار هم شده است بخوانیم...ببینیم در این کتاب خداوند چه فرموده است...به زبان فارسی بخوانیم..به زبان مادری خودمان.
در اینجا لینکی قرار می دهم که ترجمه روان قرآن کریم را اورده است:
http://www.v-metal-goran.blogsky.com
برای من هم دعا کنید...ممنونم
