تبليغاتX
پارسا نامه

پارسا نامه

خدا ما را بس است و هم او پشتیبان ماست دوستدار اوئیم

دکتر فرانکل در کتاب ((انسان در جستجوی معنا))زندگی خود و زندانیان زندان آشویتز را به تصویر می کشد و می گوید از بین زندانیان آنهایی زنده ماندند که امید و اشتیاق و محرکی در بیرون از زندان آنها را به خود فرا می خواند.بقیه در آن جهنم زمینی می مردند.آنهایی که چشم به آینده داشتند تلخکامی زندان را به جان می خریدند تا شاهد آزادی را در آغوش بکشند.داستان انسان هایی که با امید و نیروی عشق از زندان های مرگبار رهایی یافتند قصه زیبایی است.

کلمنس فورل ٬یک اسیر آلمانی در جنگ جهانی دوم در اردوگاه کار اجباری در نقطه ای دور در شرق سیبری به عنوان زندانی بعد از 4 سال کار در معدن فرار می کند و به سوی همسر و فرزندش می رود.در طی این فرار 3 سال در سیبری راه می پیماید.در یک سفر 14000 کیلومتری از مسیر های صعب العبور و بایر و بی رحم سرزمین ها٬در حالی که خطرات ناشی از حیوانات و انسان ها اور را احاطه کرده بودند ٬راه خود را پیش برد.با وجود موانعی که در مسیرش بود او گام به گام پیش رفت و به ایران آمد و راه آزادی خود را پیمود.گاه با قطار٬ گاه با قایق و بیشتر با پاهای خود راه را طی کرد ولی هرگز به خود نگفت که شاید این قدم آخرین قدم من باشد.

کامنف٬مامور تعقیب او که مانند ژاور در داستان بینوایان او را مانند سایه تعقیب می کرد و می توانست او را دستگیر کند در عبور از مرز ایران کلمنس را رها کرد در حالی که می خواست هیمنه او را بشکند.

کلمنس فورل می خواست به فرزندش برسد.می خواست همسرش را بار دیگر ببیند.او هدفی در سر داشت که آنقدر پررنگ و قوی بود که او را در این راه محنت بار همراهی کرد.او مجذوب دیدن کودکی که قبل از اسارتش در شکم مادر به سر می برد بود.فیلم بسیار زیبای((تا جایی که پاهایم توان رفتن داشت))داستان کلمنس فورل را با موسیقی متن محزون مسحور کننده اش نقل می کند.فیلمی که اگر آن را ببینید هرگز از یاد نخواهید برد.

آری انسان می تواند.

وقتی شوقی آتشین در قلب انسان باشد.بی مهابا به قلب حادثه می زند.از هیچ چیز نمی ترسد .گویی انسان دیگری شده است ٬لحظه ای از هدف چشم بر نمی دارد.پیش می رود و خلق می کند.این قدرت اشتیاق و خواستن آتشین است.به نظر من اگر کلمنس فورل عشق نداشت تا در بیرون به سراغش نرود قطعا در سیبری می مرد.

واقعا اگر چیزی را می خواهی تا آخر پای آن بایست و جا نزن!.می شود و می توانی .اگر باور داشته باشی و عاشق باشی همه چیز انسان مومن عاشق  را ممکن است.این همان رمز توکل و توسل است.

عشق جوهر آفرینش است .نیرویی که عشق دارد تنها در عشاق واقعی می توان دید.پیش می روند تا جایی که "بی پا و سر شوند".

عشق همان استقامتی است که خستگی بر آن مترتب نیست.عشق نیرویی است که تحلیل نمی رود و هر چه پیش رود اتش آن تند تر می شود.عشق است که از دل آتش نجات می دهد و از زیر آوار بیرون می کشد.همان نیرویی که جذب می کند و همان انرژی که سریعترین پاسخ از سوی کائنات را در پی دارد.این است زیبا ترین ترانه کائنات....

 

ای مهربان!

برای مطالعه بیشتر آزمون  کارشناسی ارشد مجبورم تا 12 بهمن ماه پارسانامه را تنها بگذارم.تنها عشق است که برای نوشتن مرا به حرکت وا می دارد.وقتی که دوستان با ایمیل ها ی محبت آمیزشان مرا مورد لطف قرار می دهند می دانم پارسانامه را رسالتی است که تنها چیزی بنویسم که راهگشا باشد و زخمی را مرهمی گذارد و دلی آماده را ایده ای نوین بخشد.خداحافظی نمی کنم چون به زودی با مطالبی پر بار تر باز می گردم باشد که مقبول افتد.

+ نوشته شده در  86/08/17ساعت 9:36  توسط پارسا  |