تبليغاتX
پارسا نامه

پارسا نامه

خدا ما را بس است و هم او پشتیبان ماست دوستدار اوئیم



خدای را سپاس که  امروز را برایم پر برکت و زیبا ساخت و مرا سلامتی داد که بنویسم

امروز یاد می آورم از روز آمار که اول آبان بود و در دانشگاه سابقم(شهید بهشتی)جشنی به این سبب برپا گردید و بسی شادی از دیدن دوستان و استادان بزرگوار دست داد.روزی بود و همایشی و کلام و سخنی و نوا و ترنمی که ونوای ساز دوستم باز هم عظمت هنر ایران زمین را برای همه  فریاد کرد

ماه آبان و است و چهره زیبای طبیعت پاییز عیان است.

اما ماه آبان را دانستنی هایی است:

"آبان در اسطوره‌های زرتشتی نام فرشتهٔ آب و گردانندهٔ کارها در ماه آبان و روز آبان بود. در میان زرتشتیان روزهای ماه نیز نام ویژه داشتند و هنگامی که روز آبان از ماه آبان بود جشنی برپا می‌کنند به نام آبانگان.

 

در اسطوره‌های ایرانی گفته می‌شود که در این روز زَو پادشاه ایران بر افراسیاب پیروزی یافته و او را از سرزمین خویش راند و نیز در این روز پس از پنج یا هفت سال خشکی باران آمده‌است."(ویکیپدیا)

پادشاه فصل ها پاییز با اسبش می خرامد..

زیباست.

این ادبیات ایران زمین داستان غریبی دارد.

سم ستوران و جولان دشمنان نتوانست آن را بر زمین زند

چیست در این افسون شعر مولانا و حافظ

چیست در تواریخ زیبای نوشته شده توسط ادیبان ایران

هر دم که نوشته ای را می خوانیم دنیایی از  زیبایی برایم باز میگردد

این ادبیات را نمی توانم رها کنم .

این اشعار این داستان ها همه و همه در رگ و خانه کرده است

در این روزگار خرید و فروش

این عصر سیمانی

در این بازار مکاره

گوشه ای دنج می یابم

زلال چون رودی در نزدیکی چشمه کوه

تو گویی زیر سایه ی بید مجنون چون باد می وزد تن می آسایی و به نوای طبیعت می اندیشی

مولانا و حافظ و سعدی و هزاران چهره آشنا و گمنام ایران...

افتخار میکنم..

گوشه دنج می یابم تا هم پند گیرم و هم آرام..

امروز از مولانا می آوردم..

برای آسوده بودن دوستان هر بیت را می آورم و در زیر آن شر ح بین بیت را از منظر شخصی ام می نگار.

اندکی شرح می دهم آنچه را ملای روم در شعرش آورده است...

 

"جهد كن تا سنگي ‏ات كمتر شود         تا به لعلى سنگ تو انور شود"

(تلاش کن و پیش برو...تا مقاومتت در برابر خیر و خوشی و نیکی خداوند کم شود...اندک اندک زندگی ات چون الماس خواهد شد و مقاومت تو از بین خواهد رفت)

  صبر كن اندر جهاد و در عنا               دم‏ به ‏دم مي ‏بين بقا اندر فنا

(در زندگی ات ببین در هر کار زار و میدانی   بسیار زندگانی در فنا هست ..در هر تصمیمی صبر کن و خروج از زنده از مرده و مرده از زنده ایمان داشته باش..بسا چیز هایی است که می پنداری نابودی در آن است اما در نهایت پیروزی و زندگی در آن است.)

"  وصف سنگى هر زمان كم مي ‏شود    وصف لعلى در تو محكم مي ‏شود"

(اندک اندک همچنان که پیش می روی مقاومتت کم می شود و نیروی الهی و جذبه و شور در وجودت موکد می گردد)

 " وصف هستى مي ‏رود از پيكرت          وصف مستى مي ‏فزايد در سرت‏"

(دیگر در بند مادیات و بند هایش نیستی..مستی و شور زندگی ات بیکران می شود ذهنت مست و آزاد می شود.)

 " همچو چه‌كن خاك مي‌‏كن گر كسى     زين تن خاكى كه در آبى رسى‏"

(مانند یک چاه کن که خاک را برای رسیدن به آب می کند, تو نیز از زندگی مادی بیشتر و عمیق تر پیش برو و به آب حیات برس! )

"  آن که را جذبه رسد ماء مئین           چاه ناكنده بجوشد از زمين‏"

(اگر جذبه و عنایت الهی برسد؛آب حیات و زندگی بی آن که لازم باشد چاه بکنی و تلاش کنی از زمین می جوشد...)

 " كار مي‌‏كن تو به گوش آن مباش          اندك اندك خاك چه را مي‌‏تراش‏"

(اما تو تلاش کن و منتظر صرف شنیدن آن پیام نباش...صبر نکن...مانند آن چاه کن خاک را آرام آرام بکن ..)

  "هر كه رنجى ديد گنجى شد پديد         هر كه جدى كرد در جدى رسيد"

(هر انسانی که رنج دید و تلاشی کرد در نهایت به گنج رسید...هر که سعی و جدیت در کار به خرج داد بالاخره به نتیجه عظیمی برسی.)

  "گفت پيغمبر ركوع است و سجود           بر در حق كوفتن حلقه‏ ى وجود"

(که پیامبر راستگو گفت با رکوع و سجود و خضوع در برابر حضرت حق ,دست بر حلقه در آستانش بیاویز)

 " حلقه‏ ى آن در هر آن كاو مي‌‏زند           بهر او دولت سرى بيرون كند"

(هرکه آن در را بکوبد و در پی پاسخ الهی باشد  خداوند پاسخش را با عظمت می دهد.)

  "گفت پيغمبر که چون کوبی دری            عاقبت زآن در برون آید سری"

(سخن پیامبر راستگوی را فرایاد اور که دری که بکوی بالاخره جوابی می یابی..)

 

امروز هم می گذرد..بدانیم زندگی زیباست اگر این چنین حکمت ها در زندگی خودمان اجرا کنیم...که اگر اجرا نکنیم دانش بی عمل را سودی نیست....

نظر زیبایت را برایم بنوس..

+ نوشته شده در  88/08/05ساعت 13:57  توسط پارسا  |